شبکه یک - 12 اردیبهشت 1399

"نهضت کارگری" و "قیام و قعود" اقتصاد(فرهنگ کار در تمدن‌سازی)

به مناسبت روز کارگر _ نشست(بسیج کارگری و حقوق کار) _ ۱۳۹۴

بسم‌الله الرحمن الرحیم

بنده هم خدمت برادران عزیز سلام عرض می‌کنم و از بزرگواری دوستان تشکر می‌کنم که فرصتی فراهم کردند که خدمت شما شرفیاب بشویم و از اظهار لطف برادر عزیزمان تشکر می‌کنم. با توجه به این‌که بحث نفوذ از ابعاد مختلف مطرح است من می‌خواهم قضیه را به حوزه‌ی کار شما ارتباط بدهم. هم این‌که بر سر مسئله‌ی برجام و تحریم و اقتصاد بگویم که دلیل اصلی این‌طور قلمداد می‌شود که مشکل ما اقتصاد است و مشکل اقتصاد از داخل توسط خود ما قابل حل نیست. باید پول و کمک دیگران بیاید، حتی بعضی‌ها جلوتر می‌روند و می‌گویند اصلاً باید ادبیات و حرف‌های ما عوض بشود و اصلاح بشود. بعضی‌ها تا این حد هم رفته‌اند. از طرفی بحث اقتصاد مقاومتی هم هست. من در یک دایره‌ای که محیط آن همین چند مطلبی است که عرض کردم و همه به هم در یک نقطه‌ی مرکزی به هم مربوط می‌شوند چند نکته خدمت شما عرض می‌کنم. از یک طرف ضرورت بسیج فرهنگی در حوزه‌ی کار و کارگری و کارفرمایی، مدیریت کار و اشتغال حس می‌شود و ما در این شرایط به یک چنین بسیجی احتیاج داریم. از یک طرف یک بخش مهمی از نفوذ، نفوذِ اقتصادی، سلطه‌ی اقتصادی دشمنان بر ماست. قرآن کریم از نفی سبیل سخن می‌گوید. «سبیل» به معنی همین نفوذ است. نفی سبیل به معنی نفی نفوذ است. «لَن یجعل الله...»، خداوند چنین اجازه و حقی را قرار نداده، «للکافرین علی المؤمنین...»، کفار بر مسلمان‌ها راه نفوذ داشته باشند. یعنی قرآن راه نفوذ را تحریم می‌کند و می‌گوید مراقب باشید دشمنان شما هیچ نوع نفوذ اقتصادی و سیاسی و نظامی بر شما پیدا نکنند. این نفوذ از کجا پیدا می‌شود؟ یک بخشی از نفوذ اقتصادی نفوذ فرهنگ اقتصادی است. یعنی وقتی فرهنگ اقتصادی از جبهه‌ی خاکریز مقاومت اقتصادی خارج شد و اقتصاد مقاومتی را رها کرد و به سمت اقتصاد مصرفی و وابسته رفت، عملاً راه برای نفوذ و سلطه‌ی دشمن باز شده است. یعنی وقتی فرهنگ کار و کارگری در کشور ما ضعیف بود، فرهنگ کارفرمایی، رابطه‌ی درست کارگر و کارفرما حل نشد، همین می‌شود. یعنی ما در واقع یک خلأ بزرگی در حوزه‌ی تربیت در کار داریم. ما در این جامعه مشکل داریم. به لحاظ تعلیم و تربیت در حوزه‌ی فرهنگ کار مشکل داریم. اصالت سود و اصالت تنبلی در کنار بی‌نظمی، عدم احساس مسئولیت کارگر و کارفرما و همین‌طور مصرف‌کننده و مردم، هر کدام نسبت به وظیفه و مسئولیت خودشان، راه نفوذ را باز می‌کند. حالا یک بار بحث تهاجم و یک بار بحث نفوذ مطرح می‌شود. توجه داشته باشیم که همه‌ی این‌ها لزوماً و مستقیماً به بحث فرهنگ مربوط نمی‌شود. بخش مهمی از این هجوم فرهنگی یا ناتوی فرهنگی یا نفوذ یا اصطلاحات دیگری که به کار می‌رود در حوزه‌ی فرهنگ اقتصادی است. یک کشوری که به لحاظ اقتصاد، تولید اشتغال، کار، نظم، احساس مسئولیت که وقتی یک کارخانه‌ای یک پروژه‌ای را بر می‌دارد همان چیزی را تحویل بدهد که تعهد کرده است، وقتی در این حوزه‌ها ما اخلاق اسلامی و اخلاق کار را که امروز جهان صنعتی سرمایه‌داری هم به دلایل منافع صرفاً مادی خود عمل می‌کنند، و ما در این حوزه ضعیف باشیم 4، 5 گناه بزرگ اقتصادی صورت می‌گیرد. اسراف، اتلاف منابع ثروت، اتلاف انرژی، اتلاف نیروی کار،‌ بی‌نظمی اتفاق می‌افتد. اصلاً وقتی رابطه‌ی یک کارگر و کارفرما با همدیگر و بعد با مصرف‌ کننده یا بخش توزیع کار یا کالا یا سرمایه به هم می‌خورد و وقتی بی‌نظمی و عدم تعادل به وجود می‌آید،‌ باعث 7، 8 گناه می‌شود. رشوه، اختلاس، گاوبندی، قیمت‌های مصنوعی، گران‌فروشی، احتکار، بی‌کاری که باز خود بی‌کار منشأ چه گناهانی می‌شود. ما چقدر در روایات داریم که حتی اگر نیاز اقتصادی ندارید کار بکنید. از آن طرف حتی اگر کاری که می‌کنی با این ذهنیت است که این مقدار کار اقتصاد و معاش خانوادگی من را تأمین نمی‌کند باز هم باید کار بکنی. یعنی دستور به کار چه در فقر و چه در غنا داده شده است. ما چقدر در روایات داریم که بی‌کاری بستر بسیاری از گناهان است. مرفه بی‌درد بی‌کار به سراغ یک سری گناهان می‌رود. در روایت فرمودند جوانی و بی‌کاری و رفاه وقتی با هم جمع شد قطعاً گناه می‌آید. مگر موارد استثنایی باشد. از آن طرف اصالت کار به مفهوم اصالت دنیا، یعنی کار برای کار هم نفی شده است. کار یک ابزار برای رشد مادی و معنوی انسان، برای ایجاد تعادل و اعتدال در روح و جسم، در حوزه‌ی فرد و جامعه و خانواده است. این‌ها را عرض می‌کنم از این جهت که بدانید مقوله‌ی تعلیم و تربیت و فرهنگ‌سازی، فرار از تنبلی و بی‌نظمی در فرهنگ اسلامی جزو گناهان است. مثلاً می‌فرماید کسالت و تنبلی علامت نفاق است. این‌ها در روایات ماست. مؤمن نشاط دارد. هر کاری می‌کند با نشاط است. هدف اصلی او آخرت است ولی این کار دنیایی را منظم و با نشاط انجام می‌دهد. می‌فرماید بی‌نظمی علامت بی‌تعهدی و علامت ضعف ایمان است. جنس را درست تحویل ندادن، کالا را درست تحویل ندادن، ریخت و پاش، تبذیر و اسراف، یعنی مصرف نادرست ثروت و اموال و مواد خام و منابع طبیعی همه حرام و گناه است. گناه فقط شراب‌خواری و بی‌حجابی نیست. ما به این دو،‌ سه گناه چسبیده‌ایم و بقیه را رها کرده‌ایم. اتلاف منابع یکی از گناهان بزرگ است. در روایت می‌فرماید «ان الله یبغض...»، خداوند نه این‌که بدش بیاید یا بیزار باشد، بلکه «یبغض» یعنی بغض دارد، یعنی خداوند متنفر است. از چه؟ چند چیز دارد که در مورد یکی می‌فرماید «اضایعة المال...»، ضایع کردن ثروت و سرمایه است. یعنی اگر شما در یک جامعه‌ای باشید که مناسک مذهبی را انجام بدهیم ولی اموال را ضایع می‌کنیم، حالا چه اموال عمومی باشد و چه سرمایه‌ی خصوصی باشد و آن را درست به کار نمی‌گیریم یک گناه بزرگ است. امام(ع) می‌فرماید این مبغوض خداوند است. هر رفتار اقتصادی در تولید، توزیع و مصرف که باعث بشود ما از دشمن در حوزه‌ی اقتصاد عقب بیفتیم یا به آن‌ها وابسته بشویم که بتوانند گلوی ما را بگیرند و تحریم کنند و فشار بیاورند،‌ نتوانی یک قطعه‌ای را تولید کنی، باعث بشود سر همان قضیه تحریم کنند و روی تو فشار بیاورند و جامعه‌ی دینی را اذیت کنند، هر کاری به این شکل از بی‌نظمی، بی‌عرضگی، تنبلی، مدیریت غلط، فساد، اختلاس کمک به سبیل است. اثبات سبیل دشمن است. یعنی زمینه‌سازی برای نفوذ کفر در جهان اسلام است که آن‌ها مدیریت و رهبری ما و شما را به عهده بگیرند و به ما دستور بدهند. قرآن کریم می‌فرماید نباید اجازه بدهید کفار به مسلمین دستور بدهند یا شما را به انجام کاری یا ترک چیزی مجبور کنند. می‌فرماید «العزت للله و لرسوله و للمؤمنین...»، عزت برای خدا و پیامبر و مؤمنین است. این یعنی چه؟ یعنی هر چه باعث بشود ما در یک عرصه‌ای ذلیل بشویم، غلط است. مثلاً دچار ذلت علمی بشویم و مجبور بشویم گدایی و ترجمه بکنیم و خودمان نتوانیم تولید علم بکنیم. ذلت اقتصادی، یعنی چیزهایی باشد که ما به آن احتیاج قطعی داشته باشیم و نتوانیم خودمان تولید کنیم و مجبور بشویم گدایی بکنیم. ذلت در مهندسی، ذلت در پزشکی، ذلت در علوم انسانی، ذلت در کار و کارگری، ذلت در تولید کالاهایی که مورد نیاز کشاورز و صنعت‌گران و جامعه‌ی ما هست. هر ذلتی به این معنی است که ما مشمول این آیه نیستیم. یعنی ما مصداق مؤمنین نیستیم. خداوند می‌فرماید مؤمن به معنی عزیز است. «العزه للله و لرسوله و للمؤمنین...»، خدا و رسول عزیز هستند. مؤمنین اگر مؤمنین هستند عزیز هستند. اگر عزیز نیستند و در یک عرصه‌هایی ذلیل هستند یعنی مؤمن نیستند. معنی این آیه همین است. یعنی اگر شما یک جاهایی به لحاظ نظامی ذلیل هستی، می‌آیند کشور تو را می‌گیرند و نمی‌توانی از خودت دفاع کنی، پس جزو مؤمنین نیستی. مصرف تو از تولید تو بیشتر است. مؤمنین نیستی. واردات تو از صادرات تو بیشتر است، مؤمنین نیستی. این طبق آیات و روایات است. به دنبال کم‌کاری و بی‌کاری و تعطیلی و راحت‌طلبی هستی، کسل هستی، مؤمن نیستی. در روایت می‌فرماید کسالت علامت نفاق است. یک مقدار باید بدانیم که این مفاهیم دینی با همین حوزه‌ی کار و کارگری و کافرمایی و اقتصاد چه ارتباطی دارد. این مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی و مقاومت اقتصادی یعنی چه؟ این‌که اقتصاد را به مقاومت ربط داده‌اند یعنی چه؟ این معلوم می‌شود که وقتی می‌گویی مقاومت اقتصادی یا اقتصاد مقاومتی و از مقاومت در اقتصاد حرف می‌زنی مقاومت در برابر یک توطئه و هجومی است. پس یعنی اقتصاد هم یک جبهه‌ی نبرد است و الا مقاومت اقتصادی یا اقتصاد مقاومتی معنا ندارد. معلوم می‌شود اقتصاد صحنه‌ی یک نبرد و یک جهاد است. وقتی صحبت از بسیج و کار و کارگری می‌شود یعنی چه؟ به سمینار نیست که سالی یکی، دو بار دور هم جمع بشویم و سمینار بگذاریم. یک بسیج عملی در حوزه‌ی کار و کارگری لازم است. مسئول فرهنگ‌سازی در این عرصه هستیم. اگر یک روزی برسد که همه افتخار کنند که کار می‌کنند و هر کس کار نمی‌کند شرمنده باشد فرهنگ کار اسلامی در جامعه حاکم است. تا وقتی که کسانی خوشحال یا مفتخرند که کم‌تر کار می‌کنند و بیشتر می‌خورند فرهنگ کار اسلامی حاکم نشده است. یعنی تا وقتی که بگویند چه کسی زرنگ است؟ کسی که کم کار می‌کند و زیاد می‌خورد فرهنگ کار اسلامی نداریم. بگویند چه کسی بدبخت است؟ کسی که کار می‌کند و هر کسی که بیشتر کار می‌کند بیشتر بدبخت است، فرهنگ کار اسلامی نداریم. تا این فرهنگ و تا این تعلیم و تربیت باشد بسیج مثبت در حوزه‌ی کار و کارگری نه امکان دارد و نه معنا دارد. اقتصاد مقاومتی و نفی سبیل شعار است. مگر با شعار می‌توان جلوی نفوذ را گرفت؟ دشمن با عمل و برنامه و سرمایه‌گذاری و کار فرهنگی و کار اقتصادی و تحریم و توطئه و واردات و صادرات، زمین زدن تولید و تولید کننده نفوذ می‌کند. شما باید در همه‌ی این مسیرها خاکریز دفاعی داشته باشید و الا این‌که بگویی نفوذ کردند که فایده ندارد. رهبری اخطار می‌دهد و باید هم بدهد ولی ما تا پایین چه کار می‌کنیم؟ هر کسی باید بگوید برنامه‌ی او در این حوزه چه هست؟ برنامه‌ی ما در حوزه‌ی کار و اقتصاد برای جلوگیری از نفوذ چه هست؟ چه کار کنیم که تولید ما از مصرف ما بیشتر بشود؟ چه کار کنیم که الگوی مصرف ما اصلاح بشود؟ اصلاح در جامعه‌ی ما بر اساس اسراف و تبذیر است. دو گناه کبیره‌ی بزرگ که خداوند در قرآن چند بار می‌گوید «ان الله لا یحب المسرفین...»، یعنی صریح می‌گوید از این‌ها بدم می‌آید. دیگر خدا چطور بگوید از ما بدش می‌آید؟ از این واضح‌تر بگوید؟ «ان الله لا یحب المسرفین....»، خداوند می‌گوید حالم از این نحو مصرف و این الگوی مصرف به هم می‌خورد. بیش از نیاز مصرف می‌کنید، درست مصرف نمی‌کنید. اسراف به معنی مصرف بیش از نیاز یا مصرف غلط است. تبذیر هم به معنی ضایع کردن و ریخت و پاش پول و انرژی و وقت و زمان و نیروی کار و نیروی علمی است. همه‌ی این‌ها تبذیر است. مثل کسی که یک بذری را بر می‌دارد و بی‌نظم و بی‌برنامه همین‌طور می‌پاشد. وقتی که ما با وقت و زمان بازی می‌کنیم، با سرمایه‌ی خود بازی می‌کنیم، با نیروی کار خود بازی می‌کنیم، با نیروی علمی بازی می‌کنیم، درست برنامه‌ریزی نمی‌کنیم فعل حرام انجام داده‌ایم. می‌فرماید «ان المبذیرین اخوان الشیاطین...»، دین از این واضح‌تر موضع بگیرد؟ می‌گوید هر کس، هر جا یک انرژی یا سرمایه یا زمان یا نیرویی را نادرست مصرف می‌کند و ریخت و پاش می‌کند و غیر عقلانی جلو می‌رود «اخوان الشیاطین» است. این‌ها جزو خانواده‌ی شیطان هستند. این‌ها برادر شیطان هستند. هر کس که بیش از نیاز خود مصرف می‌کند یا به نحوی مصرف می‌کند که غلط است و الگوی مصرف آن غلط است، «لا یحب المسرفین...»، خداوند می‌فرماید من شما را دوست ندارم. حالا هر چه ما و شما ادعا کنیم که مذهبی هستیم. ولی اگر جزو مسرفین و مبذرین باشیم اخوان الشیاطین هستیم. این است که در حوزه‌ی کارگری و بسیج حوزه‌ی کار، فرهنگ‌سازی و تعلیم و تربیت یکی از واجب‌ترین کارها است که ما بفهمیم الگوی مصرف و روش کار خود را چطور منظم و عقلانی کنیم. چطور حساب شده کار کنیم که قوی باشیم و ضعیف نباشیم و وابسته نباشیم و عزیز باشیم. یک بخشی در این مباحث فرهنگی است و یک بخشی هم در حوزه‌ی کار و نیروی کار است و ما در حوزه‌ی کارگر و کارفرما مشکلاتی داریم. مشکلات اخلاقی و حقوقی داریم و باید ببینیم این‌ها را چطور باید اصلاح کنیم. مشکلات عقلانی داریم. مشکل عقلانی یعنی صد کیلو انرژی و پول مصرف کنی و ده کیلو برداشت کنی. اسم این سفاحت است. قرآن کریم راجع به سفها می‌فرماید اموال خود را به سفها ندهید. «لا تؤتوا السفهاءَ اموالکم...»، این خطاب به جامعه و خطاب به همه است. فقط اموال خصوصی نیست. اموال خصوصی هست، اموال عمومی هم هست. این یک اصل قرآنی است. ضمام اموال خود و اقتصاد و مدیریت اقتصاد خود را به دست سفها و آدم‌های سفیه نسپارید. این حرام است. این «لا تؤتوا السفهاءَ اموالکم...»، این نهی مثل این است که بگویند شراب نخورید، زنا نکنید. عین همان است و هیچ فرقی ندارید. یعنی اگر ما راجع به شراب‌خواری بگوییم خدا حرام کرده و در حوزه‌ی اقتصاد بگوییم حالا مدیریت اقتصاد و اموال در خانواده و شهر و کشور و فلان اداره و کارخانه، به دست یک آدمی بدهیم که شعور اقتصادی و مدیریتی ندارد و به لحاظ مدیریت اقتصادی سفیه است، نه این‌که خل و چل و دیوانه باشد که باید او را به دیوانه‌خانه ببرند، نه، بلکه آدم متعارفی است اما در حوزه‌ی اقتصاد این آدم سفیه و احمق است، باعث می‌شود که کارخانه‌ها ورشکست بشوند، این باعث می‌شود بدهکاری‌ها بیشتر بشود، این باعث می‌شود ربا گسترش پیدا کند، این یعنی احمق است. اگر دزد و فاسد نیست احمق نیست. همان خدا و همان قرآنی که می‌فرماید زنا نکنید و شراب نخورید، می‌گوید مدیریت اموال و اقتصاد خود را به دست آدم‌های نادان نسپارید که حرام است. ادامه‌ی همین آیه چیست؟ «التی جعل الله لکم قیاما...»، خداوند این مال و سرمایه‌ را وسیله‌ای برای قیام شما و سرپا ایستادن جامعه قرار داده است. یعنی بدون مدیریت عاقلانه‌ی اقتصاد جامعه سرپا نمی‌ایستد. «قیاماً لکم...»، قیام به معنی سرپا ایستادن است. یعنی اگر سفاهت اقتصادی در محیط کار و اقتصاد و سرمایه و بانک و مالیات و واردات و صادرات و بیمه و کار و بی‌کاری که همه‌ی این‌ها حوزه‌ی «اموالکم» است، سفیه باشید و سفیهانه تصمیم بگیرید و عاقلانه و علمی و دقیق و تخصصی و با رعایت همه‌ی جوانب و ابعاد تصمیم نگیرید نتیجه این می‌شود که قیام اجتماع تبدیل به سقوط می‌شود. یعنی دیگر نمی‌توانید سرپا بایستید و زانو می‌زنید و کمر شما خم می‌شود. چون قرآن کریم می‌فرماید اموال و ثروت و سرمایه و اقتصاد عامل سرپا ایستادن خانواده و جامعه است. جامعه و خانواده‌ی گدا و بی‌کار و راحت‌طلب و مفت‌خور و انگل یک خانواده و جامعه‌ی اسلامی نیست. این‌ها همه در روایات ما آمده است. وابسته و عقب‌مانده و نیازمند و بی‌نظم یک خانواده و جامعه‌ی اسلامی نیست. حالا شما ببینید چقدر در حوزه‌ی بسیج اسلامی، در عرصه‌ی ‌کار اسلامی چقدر باید کار بکنید. در حوزه‌ی رابطه‌ی کارگر و کارفرما چقدر باید کار بکنید که این رابطه عادلانه و حقوقی و اخلاقی و عقلانی باشد و سفیهانه نباشد. یک تصمیم سفیهانه در حوزه‌ی بانک و بانکداری یک جامعه را به خاک می‌نشاند و خاکستر می‌کند. یک تصمیم غلط در حوزه‌ی مالیات، در حوزه‌ی واردات و صادرات، یک امضای غلط در حوزه‌ی مسائل مالی و بانکی و بیمه یک مرتبه صدها هزار نفر را بی‌کار می‌کند. وقتی بی‌کاری آمد دعوای خانوادگی می‌آید، طلاق می‌آید، اعتیاد می‌آید، قاچاق مواد مخدر می‌آید، افسردگی می‌آید. وقتی بی‌‌کاری آمد صد مشکل دیگر هم می‌آید. اگر هم مرفه هستی، عیاشی و اسراف و تبذیر می‌آید. بعضی از عوامل فرهنگی که ما باید به آن توجه کنیم یک بخشی در حوزه‌ی کار و کارگری و کارفرمایی است و یک بخشی هم در حوزه‌ی مصرف است. مصرف کننده‌ی ما هم بیمار است. یعنی ما به عنوان نیروی کار یک بیماری‌هایی داریم که باید آن‌ها را اصلاح کنیم. باید فرهنگ‌سازی و تعلیم و تربیت داشته باشیم. در حوزه‌ی توزیع و مصرف هم یک بیماری‌هایی داریم. حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه‌ی خود به چند مورد از این‌ها اشاره می‌کند. یکی این است که تا بند ناف شما به پول نفت و واردات و مصرف گره خورده باشد نمی‌توانید سرپا بایستید. تا وقتی ما این‌طور باشیم تا آخر باید کشکول گدایی را پیش دشمن خود دراز کنیم. حالا کاش غیر دشمن بود ولی پیش دشمن است. شما وقتی می‌خواهی از دشمن خود گدایی کنی معلوم است که او به فکر تو نیست. پیش غیر دشمن خود هم نباید گدایی بکنی چون هم ذلیل می‌شوی و هم تو را تحقیر می‌کند و نسبت به تو طمع می‌کند. الا چه برسد به این‌که پیش دشمن خود گدایی کنی. منتها چرا این اتفاق می‌افتد؟ یک دلایلی دارد. یکی بحث فرهنگ غلط در حوزه‌ی مصرف و خریداری است. چند وقت پیش من در خبرها دیدم که یکی از مسئولین کشور می‌گوید این‌هایی که می‌گویند ما می‌توانیم و ما می‌توانیم، بگویند چه را می‌توانیم؟ ما فقط می‌توانیم آبگوشت بزباش درست کنیم. یکی از مسئولین بالای اقتصادی کشور بود. حالا من اصلاً کاری به این ندارم که نیت و انگیزه‌ی کسی که این حرف را می‌زند چیست؟ کاری ندارم که چه کسی است و چرا این حرف را می‌زند؟ به این فکر کار دارم. این فکری است که حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه و غیر وصیت‌نامه بارها مورد حمله قرار می‌دهد و می‌گوید همان‌طور که غرور کاذب بد است و بدون این‌که کار کنی بگویی ما می‌توانیم، آن هم بد است. خب ما می‌توانیم مگر فقط به حرف است؟ در عمل باید بگویی ما می‌توانیم. دائم شعار بدهی که ما می‌توانیم و در عمل فریاد بزنی که ما نمی‌توانیم. مگر با حرف زدن درست می‌شود؟ ما می‌توانیم را باید بگویی اما ما می‌توانیم در درجه‌ی اول عمل است و شعار نیست. ولی این شعار را باید بگویی که راه عمل باز بشود. یک خطر بزرگ این است که کسانی از داخل خود ما در رژیم قبل و استعمارگران این را مدام گفته‌اند و در گوش ما خوانده‌اند و هنوز هم کسانی هستند که در دانشگاه پیش استاد و دانشجو و در کارخانه و صنایع به همدیگر می‌گویند ما نمی‌توانیم. حضرت امام(ره) می‌گوید آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند و این‌ها می‌گویند ما نمی‌توانیم هیچ غلطی بکنیم. مراقب این قضیه باشید. از دوران کودکی مدام در ذهن همه‌ی ما کرده‌اند که ما باید از غرب و شرق تقلید کنیم. حالا آن موقع شرقی بود و حالا که دیگر از بین رفته است. می‌گفتند ما باید از این‌ها تقلید کنیم، ما حتی در حوزه‌ی فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکارات و اختراعات اگر کسانی را داشته‌ایم، هنوز وقتی غنچه بودند و می‌خواستند گل بدهند، یک مرتبه یک عده نویسنده و گوینده‌ی بی‌فرهنگ و وابسته و غرب‌زده و شرق‌زده از بین خود ما شروع می‌کردند و این‌ها را مسخره می‌‌کردند و انتقاد می‌کردند. یعنی اگر ما بخواهیم قدم‌های اول را در هر عرصه‌ای برداریم طبیعتاً باید یک مقداری تاتی تاتی کنیم. دو بار زمین می‌خوریم. اگر قرار باشد ما را مسخره کنند و بگویند این بلد نیست راه برود و تو هیچ وقت نخواهی توانست و نمی‌شود، بگویند او قهرمان دوی جهان است و تو چه می‌گویی؟ این یعنی چه؟ یعنی می‌خواهی به او بفهمانی که تکان نخور و سر جایت بنشین. می‌توانی بدوی و قهرمان دوی جهان بشوی ولی عملاً یک افلیج هستی. در این جامعه همیشه یک عده بی‌فرهنگ هستند که به اسم فرهنگ روشنفکری هر کسی که می‌خواهد در عرصه‌ی کار و اقتصاد و علم یک اختراع و ابتکاری را بکند، در حوزه‌ی ادب و علوم انسانی بخواهد یک حرف تازه‌ای بر اساس نیازها و استعدادها و مبانی فکری و فرهنگی خودمان کاری بکند یا حرفی بزند، فوراً‌ قبل از دشمن در داخل او را به باد انتقاد و مسخره گرفتند و این فکر و قدرت بومی خودمان را سرکوب کردند و می‌کنند. مأیوس کردند و می‌کنند و به جای آن رسوم اجنبی را هر چه هم مبتذل و مفتضح باشد ترویج می‌کنند و برای ما الگوسازی می‌کنند. می‌گویند این‌ها می‌توانند، شما که نمی‌توانید. حتی اگر گاوبازی باشد. حالا گاوبازی به دو معنا است. هم به معنای گاوبازی است و هم به معنای گاوبازی است. دیده‌اید که در بعضی از کشورها مثل اسپانیا گاوی را با شاخ‌های تیز به خیابان رها می‌کنند و هزاران نفر از مردم هم در خیابان هستند. این گاو هم می‌بیند که به کدام بزند. یا مثلاً یک تریلی گوجه خالی می‌کنند و به سر و کله‌ی هم می‌زنند. حالا اگر همین کار در یک کشوری مثل ما اتفاق می‌افتاد چقدر در دنیا مسخره می‌شد. ولی چون غرب است و در کشورهای غربی است همه می‌گویند چقدر نشاط و شادی است. می‌گویند ببینید چقدر سبک زندگی در آن‌جا متنوع است. خب این یک گاوبازی از طرف آن‌هاست و یک گاوبازی هم از طرف ماست. مثلاً می‌گویند فلانی گاوبازی در آورد. یعنی نمی‌فهمی چه کاری درست است و چه کاری غلط است با قطع نظر از این‌که کننده‌ی آن کار و گوینده‌ی آن حرف غربی است یا شرقی است. به خود کار نگاه کن که درست است یا غلط است. حتی کارهای مفتضح و مسخره‌ای که در غرب و شرق می‌شود برای ما الگو می‌شود. اگر بهترین کارها را یک خودی بکند، اختراع و اکتشافی بکند خودمان بر سر او می‌زنیم و او را مسخره می‌کنیم. این یک خطر است که اجازه نمی‌دهد ما کار کنیم و ضد فرهنگ کار است. ضد فرهنگ خلاقیت است. خطر دوم این است که همین‌طور تنبل نشسته و رجز می‌خوانیم. ما خوب هستیم و غرب بد است و شرق بد است و ما از همه بدتر هستیم. ما فلان هستیم. چون اسلام حق است پس ما از همه بهتر هستیم. اسلام به تو چه مربوط است؟ اسلام حق است ولی تو چه می‌گویی؟ ما یکی از مصرف کننده‌ترین ملت‌های جهان هستیم. این‌ها طبق آمار کار است. تنبل و پرمصرف و بدمصرف هستیم. حالا بهترین مکتب یعنی تشیع و اسلام و اهل بیت(ع) را داشته باشیم. بهترین نسخه را در جیب خود گذاشته‌ایم و به نسخه عمل نمی‌کنیم. فقط در جیب ماست و می‌گوییم ما از همه بهتر هستیم. چه کسی گفته ما از همه بهتر هستیم؟ اسلام یک دین از همه برتر است اما ما چه هستیم؟ هر دوی این‌ها خطرناک است. یکی این‌که ما نمی‌توانیم هیچ غلطی بکنیم و خودمان، خودمان را مسخره بکنیم یا اجازه بدهیم آن‌ها ما را مسخره بکنند و یکی هم این‌که فقط حرف بزنیم و از نفوذ و تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی و اقتصاد مقاومتی بگوییم. یعنی بهترین حرف‌های عالم را بزنیم ولی ما به ازا نداشته باشد. خب چقدر وقت گذاشتیم؟ چقدر برنامه‌ریزی کردیم؟ چقدر انرژی گذاشتیم؟ چقدر کار جمعی کردیم؟ چقدر در این عرصه هزینه کردیم؟ چقدر فداکاری کردیم؟ هر دوی این‌ها خطرناک است. چرا در یک کتاب و نوشته و یک گفتاری وقتی چند کلمه‌ی خارجی و انگلیسی و فرانسوی می‌بینیم، بدون توجه به محتوای آن با اعجاب می‌پذیریم و گوینده و نویسنده‌ی آن را دانشمند و روشنفکر و نظریه‌پرداز می‌دانیم؟ این‌ها حرف‌های حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه است. می‌گوید هر چه نگاه می‌کنی از گهواره تا گور واژه‌ها و کلمه‌ها و حرف‌های غربی گذاشته‌اند. این‌ها نشان‌دهنده‌ی یک عقده و یک ضعف فرهنگی بین ماست. الان شما به خیابان‌ها برو، می‌بینی تابلوی مغازه‌ها یک در میان کلمات انگلیسی است و گاهی هم غلط می‌نویسند. معنی آن را هم نمی‌دانند ولی فکر می‌کنند این یک منزلت است. یا روی تی‌شرت‌ها و لباس‌ها انگلیسی می‌نویسند. روی بعضی از این‌ها چیزهایی می‌نویسد که معنی آن را خودشان نمی‌دانند. این‌ها آرم‌ها و علامت‌های طبقات فاسد در غرب است که خود مردم در اروپا و آمریکا هم این لباس‌ها را نمی‌پوشند و فقط یک عده‌ی خاص می‌پوشند. مثلاً چند وقت پیش در خیابان روی تیشرت کسی نوشته بود مادرم را می‌فروشم. به انگلیسی نوشته بود و خودش هم نمی‌دانست معنی آن چه هست. یکی نوشته من خوک کثیف هستم. اصلاً نمی‌داند چه معنی دارد. یکی از چیزهایی هم که ما هنوز نفهمیده‌ایم این است که این واردات و صادرات لباس و پوشاک و کالا چقدر قاچاق است و چقدر قابل کنترل هست یا نیست. حالا فرض کنید وارد کردن آن قاچاق است و شما می‌گویید نمی‌توانیم جلوی آن را بگیرید. خب به معرض فروش گذاشتن آن که قاچاق نیست. این‌ها باید در مغازه‌های رسمی بفروشند. خب این مغازه‌ها را باید کنترل کنید. شما دو بار با کمک نهادهای مختلف مغازه‌ها را کنترل بکنید و خود اصناف بگویند هر چه هم جنس قاچاق وارد کنید اجازه نمی‌دهیم بفروشید. بالاخره باید روی میز بیاید. این‌ها را که می‌توانی کنترل بکنی. چطور خیلی از کشورهای دنیا کنترل می‌کنند؟ چرا ما نتوانیم کنترل کنیم؟ خیلی عجیب است. شما که تیم‌های تروریستی را وقتی هنوز وارد مرز نشده‌اند می‌گیرید و این یک افتخار بزرگی است و در پاریس و لندن هم نمی‌توانند بگیرند، چطور نمی‌توانید با یک بسیج قوی برنامه‌ریزی شده اجازه ندهیم این کار را بکنند. خب همین قاچاق کالا تولید کننده‌های داخلی ما را از بین برد. چه واردات آزاد و چه واردات قاچاق این کار را کرد. خیلی از این‌هایی هم که قاچاق است از راه‌های رسمی داخل می‌آید و اسمش این است که قاچاق است. گاهی با باندبازی و گاهی با رشوه و گاهی هم با تنبلی و بی‌عرضگی است. بخش مهمی از کالاهای قاچاق از مجاری رسمی می‌آید. من با چند نفر از اهل فن صحبت کردم. حالا بگو بخشی هم غیر رسمی است. ولی بالاخره باید بیاید و رسماً به فروش برود. چقدر تولید کننده و کارخانه و کارگاه کوچک در شهرستان‌ها و این طرف و آن‌ طرف به خاطر همین کنترل نشدن بازار و واردات و صادرات ورشکست شد؟ چقدر بخشی از مصرف کننده‌ی ما و بخشی از ما نادان هستیم. حتی گاهی تولید کننده‌ی ما نادان است. یک سکیل مشدد است. آن نوع تولید کننده این را تقویت می‌کند و این او را تقویت می‌کند. این نگاه می‌کند که ببیند اگر روی کالا خارجی نوشته بخرد، او هم می‌بیند این‌طور است و اگر جنس داخلی هم تولید کند روی آن آرم خارجی می‌زند. هر دوی ما مریض و بیمار هستیم. هم تولید کننده و هم مصرف کننده و هم مدیری که مسئول واردات و صادرات و کنترل قاچاق است مریض هستند. حالا دائم از اقتصاد مقاومتی و مقاومت اقتصادی بگو. کدام مقاومت اقتصادی را می‌گویی؟ شما از تولید داخلی بگو و از آن طرف واردات چه قانونی و چه قاچاق همه جا پر بشود. مگر تولید کننده‌ی داخلی با شعار روی پا می‌ایستد. تا شما مسئله‌ی وام بانکی خود را درست حل نکنی چیزی درست نمی‌شود. بعضی‌ها بیست و چند درصد سود می‌گیرند. کدام کاسب است که 30 درصد سود می‌کند؟ کدام کاسب حلال است. حالا فرض کن باشد. در چند حوزه‌ی اقتصادی می‌تواند این‌قدر سود کند؟ شما کاسب معمولی می‌شناسی که روی هر کالا و جنسی که می‌فروشد 30 درصد سود کند. خب این طرف یا حرام‌خواری می‌کند و گران‌فروشی می‌کند یا می‌گوید پولم را در بانک می‌گذارم. خیلی از تولید کننده‌ها هستند که می‌گویند برای چه زحمت بکشم و خودم را به بدبختی بیندازم؟ یا جنس وارد می‌کنم، به خصوص کالاهای تشریفاتی و لوکس و به درد نخور وارد می‌کنم یا پولم را در بانک می‌گذارم و سودش را می‌گیرم. حالا شما از کار و اصالت کار بگو. دائم بگو ای نیروی کار در برابر تحریم‌ها مقاومت کنید. چطور مقاومت کنی؟ وقتی می‌توانی مقاومت کنی که سال 4 هزار کارگاه و کارخانه را فعال کنی. چین با 1 میلیارد و 600، 700 میلیون جمعیت اقتصاد اول جهان شده است. سرریز جمعیت چین چند برابر ماست. چطور می‌شود؟ نه نفت دارد و نه گاز دارد. پس چه کار کرده است؟ الان اقتصاد چین از آمریکا و آلمان و ژاپن هم بالاتر است. تمام بازارهای دنیا را گرفته است. شما فکر نکنید فقط ایران است. هر جای دنیا که می‌روی ناله می‌کنند که بازارهای ما دست چینی‌هاست. چه کار کرده است؟ اشکالات زیادی دارند ولی یک نکته‌ی مثبت داشت. گفت این جمعیت از بس زیاد است ممکن است همدیگر را بخورند. می‌دانید که چینی‌ها می‌گویند هر چه بجنبد می‌خوریم. این چینی‌هایی که این‌طور هستند که الان باید از گشنگی از هندی‌ها و آفریقایی‌ها بدتر باشند، چه کار کردند؟ برنامه‌ریزی کرد و یک میلیارد از آدم‌ها و خانواده‌ها را به زیر کار کشید. از تمام دنیا رفتند و از مهر و تسبیح و تا شلوار و کامپیوتر و رادیو و خلال دندان و تردمیل و عروسک را گرفتند. گفتند ببینید کجا چه چیزی را بیشتر می‌خرند. ما در صنایع هایتک و رده بالا نمی‌توانیم رقابت کنیم و باید این کار را بکنیم. از همه نمونه آوردند و تقسیم کار کردند و در محلات و شهرها و روستاها مشغول شدند. گفتند با کارگاه‌های کوچک یا اصلاً در خانه‌های خود بخش‌هایی را کار کنید. یک مرتبه بازار دنیا را گرفتند. کشوری که باید از گشنگی می‌مردند و همدیگر را می‌خوردند تبدیل به اقتصاد اول جهان شدند. حالا جمعیت ما کجا و جمعیت آن‌ها کجا؟ نفت ما کجا و نفت آن‌ها کجا؟ این همه نیروهای متخصصی که ما داریم. ما خیلی نیروهای متخصص تحصیل‌کرده داریم. سرمایه داریم. سابقه‌ی تاریخی و تمدنی داریم. این انقلاب عظیم را داریم که مسیر دنیا را عوض کرد. ولی ببینید گیر چه چیزهایی هستیم. وابستگی و وارد کننده و مصرف کننده و اسراف کننده هستیم. در کشوری که این همه نفت و امکانات دارد آیا باید کارخانه و کارگاه تعطیل بشود؟‌ همه‌ی‌ بهانه‌ها را هم به گردن تحریم می‌اندازند. 90 درصد مشکلات اقتصادی ما ربطی به تحریم ندارد. بی‌برنامگی و بی‌نظمی و تنبلی و همین چیزهایی است که اسلام می‌گوید نداشته باشید. این تعبیر حضرت امام(ره) که می‌گوید یک کار کردید و اسم همه جا را یک واژه‌ی خارجی می‌گذارید نشان‌ دهنده‌ی یک عقده و احساس کمبود است برای همین است. حتی بعضی از ما اسم‌های بچه‌های خودمان را یک چیزی می‌گذاریم که هر کسی اول می‌شنود می‌گوید خارجی است. حالا اگر طرف مذهبی باشد می‌گوید این چه اسمی است که گذاشتی؟ می‌گوید این‌جای قرآن کریم را ببین. حالا مثلاً حروف اول آن برای یک کلمه است و حروف آخر آن برای اول یک کلمه‌ی دیگر است. این دو را از وسط قیچی کرده و به هم چسبانده که قرآنی هم باشد. این‌ها همه عقده‌هایی است که ما داریم. ما احساس کمبود داریم. اگر این احساس و این حقارت را از خودتان بیرون نکنید هیچ غلطی نمی‌توانید بکنید. روی پای خود بایستید. فرهنگ‌سازی و تعلیم و تربیت به این معنی است. در خیابان نوشته بود «کله‌ پاچه‌ی ابن سینا». خب می‌گوییم این اسم برای این فرهنگ است. روی کله پاچه این اسم را می‌گذارند و 80 مغازه اطراف آن اسم‌های خارجی است. اسم خارجی گذاشته و انگلیسی را غلط نوشته است. یعنی معلوم می‌شود ابتداییات زبان انگلیسی را هم نمی‌داند و فقط می‌خواهد آن‌جا خارجی باشد. این‌ها مشکلات ماست که حضرت امام(ره) می‌گوید اگر با واژه‌ی غربی و شرقی اسم‌گذاری بشود همه چیز ما مرغوب و مورد توجه است و می‌گویند این‌ها متمدن و پیشرفته هستند. اگر از واژه‌های خودمان به کار برود می‌گویند این‌ها کهنه و واپس‌زده و عقب‌مانده و امل هستند. کودکان ما اگر نام غربی داشته باشند مفتخر هستند و اگر نام خودی دارند سر به زیر و عقب‌افتاده تلقی می‌شوند. خیابان‌ها، کوچه‌ها، مغازه‌ها، داروخانه‌ها، کتابخانه‌ها، پارچه‌ها، کالاهای مختلف حتی اگر در داخل تولید شده باید اسم خارجی بگذاری تا مردم از آن راضی باشند و اقبال کنند. فرهنگی‌مأبی از سر تا پا در تمام نشست و برخاست‌ها، معاشرت‌ها، میهمانی‌ها و تمام شئون زندگی ما موجب افتخار و سربلندی و پیشرفت شده و آداب و رسوم خود ما، حتی آن‌هایی که درست بوده همه کهنه‌پرستی و عقب‌ماندگی شده است. درست‌های خود ما چون برای خودمان است غلط است و غلط‌های آن‌ها چون برای آن‌هاست درست است. این عقده و حقارت است. این اجازه نمی‌دهد شما کار کنید. این اجازه نمی‌دهد شما تولید اشتغال و کار کنید. اجازه نمی‌دهد شما تمدن‌سازی بکنید. چون خود شما خودتان را باور ندارید. چون خود شما خودتان را قبول ندارید. یک عده هم خودشان را زیادی قبول دارند و بدون این‌که کار بکنند می‌گویند ما خوب هستیم و بقیه بد هستند. غربی‌ها و شرقی‌ها بد هستند و ما خوب هستیم. برای چه؟ برای این‌ که ما هستیم. خب شما چه کسی هستید؟ برای چه تو خوب هستی و غرب و شرق بد هستند؟ در هر مرض و کسالتی ولو در داخل قابل علاج باشد، باید به خارج رفت. آن‌هایی که پول دارند یا حکومتی هستند و دست‌شان باز است. اطبا و دکتر‌های دانشمند خودمان را مأیوس و مسخره می‌کنیم. رفتن به انگلستان و فرانسه و آمریکا یک افتخار با ارزش شده است. رفتن به حج و اماکن متبرکه کهنه‌پرستی و عقب‌ماندگی شده است. بی‌اعتنایی به هر چه به مذهب و معنویت مربوط است از نشانه‌های روشنفکری و تمدن شده است. تعهد به این امور نشان کهنه‌پرستی شده است. اصلاً مفهوم ارتجاع و ترقی به این شکل شده است. حالا سوال پیش می‌آید که این حرف‌ها یعنی چه؟ یعنی ما الان از نظر کار و اقتصاد و تولید به غرب و شرق عالم احتیاج نداریم؟ چرا، حتماً احتیاج داریم. برای این‌که ما را در تاریخ به خصوص نه چندان دور، در همین یکی، دو قرن اخیر از هر نوع پیشرفتی محروم کرده‌اند. هم این حکومت‌های وابسته و فاسد و دست‌نشانده یا ضعیف خودمان و هم استعمار غرب که در این 200 سال از اواخر قاجار و کل پهلوی بر ما مسلط شده بودند، باعث این شده است. می‌گوید من نمی‌گویم ما همه چیز داریم. معلوم است که ما را در طول تاریخ نه چندان دور از هر پیشرفتی محروم کرده‌اند، حاکمیت‌های ما و به خصوص پهلوی خائن بودند، مراکز تبلیغاتی علیه خودی و دستاوردهای خودی تبلیغ کرده است، محور آموزش و تبلیغات داخلی و خارجی خود کوچک دیدن و خود ناچیز دیدن بود و این بزرگ‌ترین آفتی بود که ما را از هر نوع پیشرفت واقعی محروم می‌کند. وارد کردن کالا از هر قماش هم همین‌طور است. ببینید این‌ها فرهنگ کار و اقتصاد مقاومتی است. یک بخش‌هایی از این فرهنگ‌سازی در جامعه است. حضرت امام(ره) 30 سال پیش این‌ها را در وصیت‌نامه‌ی خود می‌نویسد. می‌گوید وارد کردن کالاها از هر قماش همین است. همین الان تک تک این‌ها از حضرت امام(ره) می‌گویند و اصلاً کاری ندارند که حضرت امام(ره) چه گفته است. الان در وصیت‌نامه‌اش همین‌ها را گفته است. شما راجع به همین‌ها جریان‌سازی و فضاسازی کنید. طرح و برنامه بدهید و مطالبه کنید. برای این‌ها باید تحصن کنید. برای این‌ها باید میتینگ به راه بیندازید و بیانیه بدهید. تریبیون آزاد برقرار کنید. می‌گوید وارد کردن کالا از هر قماش، واردات کنترل نشده یا مضر همین است. کشوری که می‌خواهد سرپا بایستد، همین آلمان، همین ژاپن، تازه این‌ها شکست خوردند و در جنگ نابود شدند، خود کشورهای صنعتی غرب و این 4، 5 کشوری که در صد سال گذشته دنیا را تحت کنترل گرفتند تا چند دهه نه فقط اقتصاد مقاومتی داشتند بلکه اقتصاد ریاضتی داشتند. همین انگلیس و آلمان و ژاپن چندین ریاضت کشیدند. فقط اقتصاد مقاومتی نداشتند. بلکه بالاتر از مقاومتی بوده است. ژاپن بهترین انواع کولر و تلویزیون رنگی را صادر می‌کرد در حالی که در خانه‌های خودشان پنکه بود یا همان هم نبود. پنکه‌ی برقی یا بادبزن بود. خودشان تلویزیون سیاه و سفید داشتند. آن هم همه‌ی خانواده‌ها نداشتند ولی به همه‌ی دنیا تلویزیون رنگی صادر می‌کردند. همین آلمانی‌ها بعد از جنگ گفتند ما پول نداریم. مملکت نابود شده و پول نداریم چیزی وارد کنیم. خانواده‌ها روی پشت بام‌ها و حیاط خانه‌ و حاشیه‌ی کوچه‌ها سیب‌زمینی و هویج می‌کاشتند که از گشنگی نمیرند. خانه‌های خودشان از بسیاری از چیزها خالی بود ولی ظرف 40 سال بازارهای دنیا را گرفتند. این‌طوری است. ما چطور هستیم؟ دوم، سرگرم کردن بانوان و مردان، خصوصاً طبقه‌ی جوان به اقسام اجناس وارداتی از قبیل ابزار آرایش و تزئینات و تجملات است. حالا این آمارهایی که می‌گویند را نمی‌دانم از کجا می‌آورند و چقدر راست است ولی مکرر می‌شنویم که ایران جزو دو، سه کشور بزرگ‌ترین وارد کننده‌ی مواد آرایشی است. دوم بازی‌های کودکانه و به مسابقه کشاندن خانواده‌ها و مصرفی بار آوردن آن‌هاست. چقدر از خانواده‌ها برای عقده‌ی چشم و هم‌چشمی و حسادت نابود می‌شوند؟ مبلمان او این‌طور بود، ماشین او این‌طور بود، خانه‌ی من این‌طور است. این در حالی است که واقعاً نیاز ندارد. آپارتمان تازه‌ تأسیس است. مثلاً 20 خانواده در این آپارتمان می‌نشینند. تا وارد می‌شوند کل کابینت آشپزخانه را دور می‌ریزند و کابینت نو می‌زنند. همان اول این کار را می‌کند. فلان چیزش را عوض می‌کند. کدام کشور این‌طور است؟ دائم از غرب مصرفی می‌گویند. اصلاً خانواده‌ها در اروپا و غرب این‌طور زندگی نمی‌کنند. از ما کم‌تر مصرف می‌کنند. یک اقشار سرمایه‌دار مفت‌خوری دارند که آن‌ها این‌طور هستند. اکثر مردم در همین اروپا زندگی‌هایی دارند که از زندگی اکثر مردم ما ساده‌تر است. خانه‌های آن‌ها کوچک‌تر است. مصرف برق و سوخت آن‌ها کم‌تر است. ما بیشتر از آن‌ها مصرف می‌کنیم. ما در کشورهای مختلف مثل ژاپن و جاهای دیگر دیده‌ایم که وقتی از یک جنسی استفاده می‌کنند و دست دوم است، اولاً خیلی راحت دوست و همکار و فامیل و همسایه به هم می‌دهند. حالا مثلاً یک کسی در فامیل شما یک لباسی برای بچه خریده و 6 ماه مصرف کرده و برای بچه‌ی او کوچک شده است. آیا جرئت می‌کند این را به شما بدهد و بگوید این را به بچه‌ات بده تا بپوشد؟ دعوا به راه می‌افتد. قهر فامیلی به راه می‌افتد. در حالی که ما دیدیم در ژاپن این کار را می‌کنند. خانواده‌ی دو استاد دانشگاه این کار را می‌کنند. این می‌آید به او می‌گوید این لباس برای بچه‌ی من کوچک شده و برای بچه‌ی شما مناسب است و او می‌گوید خیلی ممنون. حالا کدام این‌ها اسلامی است؟ ما اسلامی هستیم یا او اسلامی است؟ تلویزیون او کهنه شده ولی سالم است. خیلی از کشورها را دیدیم که غیر از جمعه و یکشنبه بازار که این‌جا همان‌ها را هم درست برگزار نکردیم، یکی از کارهایی است که اگر درست انجام بدهیم واقعاً جلوی اصراف را می‌گیرد، جمعه‌بازار یا یکشنبه‌بازارهای واقعی است که واقعاً همه جنس‌های خود را به آن‌جا بیاورند و قیمت درست مدیریت بشود و خیلی از نیازها همان‌ جا برطرف می‌شود. غیر از این جاهای خاصی در بعضی از کشورها هستند، محلات یا مناطق شهرداری یا جاهایی هست که هر کسی لوازمی دارد، از کتاب گرفته تا لوازم آشپزخانه و جارو برقی و تلویزیون و می‌خواهد یک نوی آن را بخرد، زنگ می‌زند و این‌ها می‌آیند و می‌برند و به خانواده‌های محروم می‌دهند. یا نصف قیمت می‌خرند. حتی گاهی مجانی است. حتی بعضی از محلات یک منطقه‌ای دارند که همه یکی، دو ماه یک بار هر چیزی دارد در آن‌جا می‌گذارد. همه هم می‌دانند که الان سر برج است و در فلان محلات هست و به آن‌جا می‌روند و از بین آن‌ها بر می‌دارند. اصلاً یک زندگی به راه می‌افتد. عقلانیت در مصرف است. حضرت امام(ره) می‌گوید این‌ها داستان‌های غم‌انگیز ما و ملت‌هایی مثل ماست. سرگرم کردن و به تباهی کشاندن جوان‌ها که عضو فعال جامعه هستند. با ایجاد مراکز فحشا و عشرت‌کده و ده‌ها مصائب از این دست. حالا که دیگر فاحشه خانه‌های جیبی هم آمده است. البته این‌ها نقاط بسیار مثبتی هم دارد. یعنی موبایل‌ها و این فضای اینترنتی را اگر درست استفاده کنیم، علم و اقتصاد و حتی صله‌ی رحم هزار قدم جلو می‌رود. الان خود ما بعضی از فامیل‌ها که در شهرستان هستند و مدت‌ها نمی‌دیدیم را از طریق همین می‌بینیم. این یک صله رحمی است که الان درست شده است. کسی که ما دو سال او را نمی‌دیدیم حالا هر هفته با هم حرف می‌زنیم. این منافع و برکات را دارد اما جنایاتی هم می‌شود. این خطرات را دارد و آن برکات را دارد. یک زمانی حضرت امام(ره) از عشرت‌کده و مراکز فحشا می‌گوید. یک زمانی باید یک کسی مخفیانه می‌رفت تا یک عشرت‌کده‌ای پیدا بکند. اما حالا دیگر در جیب همه هست. امکانات فساد و گناه زیاد شده است. امکانات رشد و اصلاح و تعلیم و تربیت هم خیلی شده است. هر دو زیاد شده است. گناه جدیدی اختراع نشده است. این را بدانید که همه‌ی این گناه‌ها از قبل بوده است. بعضی‌ها می‌گویند دوره‌ی مدرن دوران خلق گناه‌های مدرن است. گناه مدرنی وجود ندارد. هیچ گناه جدیدی نیامده است. قرآن کریم می‌فرماید قوم لوط چند هزار سال پیش یک جامعه‌ای بوده که همه در آن هم‌جنس‌باز بوده‌اند. برای پیغمبر میهمان آمده و زن پیغمبر رفته گرا داده که بدوید. قرآن کریم می‌فرماید آمدند و درب خانه‌ی پیغمبر را زدند. پیغمبر می‌گوید چه می‌خواهید و آن‌ها می‌گویند خودت می‌دانی ما چه می‌خواهیم. این آیه‌ی قرآن کریم است. همین الان که دوران مدرن و پست‌مدرن است چنین جامعه‌ای در دنیا نیست. چنین چیزی نیست. این‌ها حداکثر می‌گویند هر دوی این‌ها باشد و هر کسی هر کاری می‌خواهد بکند. تبلیغ آن طرف هم می‌کنند. چه کسی گفته الان گناهان جدید خلق شده است؟ همه‌ی این گناهان از قبل بوده است. قوم لوط، قوم شعیب، قوم صالح، قوم نوح، قوم هود، چه کارهایی کردند؟ اختلاس و دزدی در بازارها، ترازوهای غلط، حق‌کشی و بچه‌کشی و بوده است. کدام از این‌ها جدید است. پس امکانات گناه و ثواب به لحاظ کمی زیاد شده است. یک بخشی در حوزه‌ی تعلیم و تربیت همین فرهنگ‌سازی در حوزه‌ی کار و کارگری و تولید و مصرف و واردات است و ما باید در این عرصه کار و فرهنگ‌سازی بکنیم. می‌توان یک عالمه ویدیو کلیپ‌های کوچک درست کرد و از همه‌ی ابزارها استفاده کرد. ما هر ابزاری را در اختیار دشمن گذاشتیم از همان‌جا به ما ضربه زدند. همین موسیقی، یک زمانی سینما، حالا موسیقی جا افتاد و بعضی از انواع موسیقی را می‌گویند. یک روز در جایی بحث همین رپ شد. اول‌ها جاز و پاپ و راک آمده بود. بعد دیدند این‌ها رایج شد و در همین قالب‌ها شعرهای انقلابی و اسلامی خواندند که الان در تلویزیون پخش می‌کند. اگر 20 سال پیش چنین چیزی در تلویزیون پخش می‌شد می‌گفتند بروید تلویزیون را منفجر کنید. حالا در مورد رپ بگویم. آن روز دیدم بچه‌ها نشسته‌اند و شعرهای خیلی خوب اجتماعی و انقلابی و اسلامی در همین قالب رپ خوانده‌اند. می‌گفت بچه‌ها در دبیرستان‌ها رپ گوش می‌کنند. چون هیجان دارد. حالا می‌خواهد رپ کند و تمام محتوای آن یا دختربازی است یا حرف‌های الکی مفت است. می‌گفت حالا ما داریم در حوزه‌ی رپ شعرهایی درست می‌کنیم که مضامین این شعرها مضامین اسلامی و انقلابی و انسانی و دردمندانه‌ی اجتماعی است. به لحاظ شرع مگر موسیقی سنتی با موسیقی جاز یا رپ فرق دارد؟ این‌ها که بحث شرع نیست. این‌ها بحث عرف ماست. عرف است. الان این خوانندگی‌هایی که برای زمان اول بوده را تلویزیون پخش می‌کند. آن زمان طبق عرف مذهبی، خیلی‌ها می‌گفتند این حرام است. چون تازه آمده بود و بحث فقهی هم روی آن نمی‌شد. الان این‌ها از خیلی از شعرهایی که همین الان تولید می‌شود اسلامی‌تر است. هم آهنگ و هم ترانه و هم مضمون آن از خیلی چیزهایی که همین الان تولید می‌شود و در رادیو و تلویزیون پخش می‌شود اسلامی‌تر است. همین‌طور که در همه‌ی عرصه‌ها از جاز و راک و رپ در مسیر باطل استفاده کردند وقتی رایج شد شما مجبور هستی در مسیر حق درست استفاده کنی. چون این‌ها که ذاتاً حرام است. به محتوا و تأثیر اجتماعی آن مربوط است. الان نظام سرمایه‌داری چقدر ویدیو کلیپ و کارتون و انیمیشن در ترویج اخلاق سرمایه‌داری می‌سازد. کمونیست‌ها چقدر کارهای هنری و رمان و سینما انجام دادند. آن موقع امکانات الان نبود ولی ببینید چپ‌ها چقدر رمان نوشتند. چقدر سینماها ساختند. یک سینمای وسیع چپ کارگری و پرولتاریایی در دنیا ایجاد کردند. این‌جا یک عده می‌گفتند و هنوز هم می‌گویند که رمان چون از غرب بوده و ذاتاً اومانیستی است و در قالب رمان نمی‌توان محتوای اسلامی آورد، سینما ذاتاً سکولار است و در قالب سینما نمی‌توان کار اسلامی کرد، همین‌ حرف‌ها را زدید و از آن طرف هم تنبلی کردید و آن را توجیه کردید و کل سینمای عالی به دست هالیوود و صهیونیست‌ها و مروجان فساد افتاد. البته بعضی از همین فیلم‌های هالیوود هم از فیلم‌هایی که این‌جا می‌سازند اسلامی‌تر است. مفاهیم اسلامی دارد. غیر از حجاب و شراب مفاهیم اسلامی دارد. من این‌ها را به شما می‌گویم چون کار شما تعلیم و تربیت است. کار شما فرهنگ‌سازی است. بخشی از معیارهای اسلامی در حوزه‌ی کار و کارگری و آسیب‌ها و آفت‌های آن عرض کردم و در بخش اخیر هم عرض کردم که ما باید از انواع قالب‌ها و ابزارها در حوزه‌ی تعلیم و تربیت استفاده کنیم چون دشمن ما قوی‌تر از ما استفاده می‌کند و بچه‌های خود ما و شما، نسل بچه‌های ما در خانواده‌های ما و شما هستند که به مسجد و عزاداری و هیئت هم می‌روند ولی در عین حال تحت تأثیر این فرهنگ قرار می‌گیرند. طرف هم هیئت می‌رود و هم این کارها را می‌کند و منافاتی هم نمی‌بیند. آن‌جا صواب می‌کنیم و این‌جا هم تفریح می‌کنیم. ولی اگر ما توانستیم کاری کنیم که صواب و تفریح یکی بشود تمدن‌سازی اسلامی کرده‌ایم. همان‌ کاری که می‌کنیم جذاب باشد نه این‌که یک چیزی درست کنند و به زور بگویند باید با این تفریح کنی. طرف اصلاً لذت نمی‌برد و می‌گویند باید تفریح کنی. تفریح اسلامی باید این‌طور باشد نه این‌که نه محتوا و نه ادبیات قوی و نه هنر و نه جذابیت داشته باشد. اما در بخشی در همین 10، 15 سال فیلم‌های انقلابی ساختند که من شاید 6، 7 بار دیده‌ام و وقتی هنوز تلویزیون پخش می‌کند دوباره نگاه می‌کنم. از بس هم محتوا و هم قالب جالب و جذاب است. در حوزه‌ی تعلیم و تربیت باید هم روی محتوا و هم روی قالب کار بکنید. همه با سیمینار و سخنرانی که نمی‌شود. فرهنگ اسلامی درست مهم است. حالا که بعد از انقلاب از بسیاری از این دام‌ها نجات پیدا کردید، نسل محروم حاضر ابتکار و فعالیت را شروع کردند و می‌گوید دیدیم بسیاری از کارخانه‌ها و وسایل پیشرفته مثل هواپیماها که گمان نمی‌رفت متخصصین ایران قادر به راه انداختن این کارخانه‌ها و امثال آن‌ها باشند و همه دستان خود را به سمت غرب و شرق دراز کرده بودیم و می‌گفتیم آن‌ها باید این‌ها را راه بیندازند و ما نمی‌توانیم، دیدید در اثر محاصره و تحریم اقتصادی و جنگ تحمیلی جوانان عزیز ما قطعات مورد نیاز را با قیمت‌های ارزان‌تر ساختند و رفع احتیاج کردند و ثابت کردند که اگر بخواهیم می‌توانیم. این‌هایی که از تحریم می‌گویند ربطی به هسته‌ای ندارد. حضرت امام(ره) این‌ها را در آغاز دهه‌ی 60 نوشته است. این‌ها بعضی از جمله‌های حضرت امام(ره) را گفتند ولی نگفتند که برای حضرت امام(ره) است. گفتند افراطی‌ها این حرف‌ها را می‌زنند. گفتند این‌هایی که می‌گویند تحریم به نفع ما هست افراطی هستند. این حرف حضرت امام(ره) است. در وصیت‌نامه سه بار این حرف را زده و غیر وصیت‌نامه هم ده‌ها بار گفته است. اگر حضرت امام(ره) را قبول ندارید بگویید. چرا می‌گویید افراطیون گفته‌اند؟ بگویید حضرت امام(ره) این را گفته است. همان امامی که می‌گوید این جنگ برای ما نعمت بود و برکات داشت، در وصیت‌نامه‌ی خود می‌گویند «جنگ لعنتی». بالاخره این جنگ لعنتی است یا رحمتی است؟ شما می‌گویی این جنگ رحمت بود و بعد می‌گویی این جنگ لعنتی. هر دو بود. این جنگ از یک بعد لعنتی بود. نابود کرد. صدها هزار خانواده و امکانات کشور و انرژی و سرمایه را نابود کرد و جنگ لعنتی و تحمیلی بود. اما از این طرف باعث شد چقدر ایثار‌ها و فداکاری‌ها و انسانیت‌ها و ایمان‌های بزرگ، رشدهای معنوی، فداکاری‌ها، شهادت‌طلبی‌ها رشد کند. یکی هم تولیدات داخلی بود. اول مسخره می‌شد ولی بعد درست شد. این‌ها را در محیط‌های کارگری و کارخانه‌ها به حوزه‌ی تعلیم و تربیت ببرید. یک رسانه‌ی کارگری قوی درست بکنید و فرهنگ‌سازی بکنید. سعی کنید نظام کارفرمایی را اصلاح کنید که به حقوق و زحمت کارگر احترام بگذارند. کارگر تنها کسی است که پیامبر(ص) دست او را بوسیده است. پیغمبر خدا جلوی جمع دستش را بوسیده است. از جنگ و جهاد بر می‌گشتند و مردم به استقبال آمده بودند. مرد و زن همه ایستاده بودند و آرزو می‌کنند که به اسب پیامبر(ص) و لباس پیامبر(ص) دست بزنند و پیامبر(ص) پایین می‌آید و به سراغ یک پیرمرد کارگری می‌روند که همه می‌دانستند این پیرمرد چقدر زحمتکش است. پیامبر(ص) دست او را نگاه کرد و دید از بس بیل زده و کار کرده و زحمت کشیده کف دست او زخم است. دست او را بالا می‌آورند و جلوی همه‌ی رزمنده‌ها و مجاهدین و خانواده‌ها و مردم و اصحاب و بزرگان و ثروتمندان می‌گویند این است آن دستی که آتش لمسش نخواهد کرد و جهنمی نخواهد بود. چون زحمت می‌کشد. جلوی همه دست او را پایین آورد و بوسید. پیامبر(ص) دست او را بوسید و گفت این دست بوسیدنی است. گفت این‌ها آدم‌های درستی هستند. اسلامی که می‌گوید تا عرق کارگر خشک نشده باید حقوق او را بدهی، درست است. این محیط کارگری اسلامی می‌شود. باید هم از حقوق کارگر دفاع کنید و اجازه ندهید به این‌ها ظلم کنید. این طبقات بی‌زبان و بی‌دست و پا هستند و جایی آدم و ارتباط ندارند. حقوق مسلم قطعی حداقلی شرعی و قانونی خودشان را نه می‌شناسند و نه می‌توانند بگیرند. در روستاها و شهرستان‌ها و طبقات پایین و در حاشیه‌ی تهران و شهرهای بزرگ هستند. بسیج کارگری باید بزرگ‌ترین مدافع حقوق کارگران و زحمت‌کش‌ها باشد. از آن طرف مسئولیت‌شناسی در حوزه‌ی کار، کار درست، کار سالم، مسئله‌ی امانت در کار و کارگری هم مهم است. یعنی هم مسئولیت کارگر و هم حقوق کارگر دنبال بشود. مسئولیت کارفرما، کارفرمایی که دزد و دروغگو و فاسد نیست و کارگر خود را اذیت و استثمار نمی‌کند و تولید کار و اشتغال می‌کند هم عبادت می‌کند. اگر کسی یک کارخانه‌ای زد و صد خانواده را نجات داد و صد نفر را به کار گرفت و صد نفر آدم بی‌کار را تبدیل به آدم‌هایی کرد که کار دارند بزرگ‌ترین جهاد و عبادت را کرده است. به او فشار می‌آوری و کار را رها می‌کند و صد خانواده بدبخت و بی‌کار می‌شوند. اجازه ندهید سیاست‌بازان وابسته به غرب و شرق با وسوسه‌های شیطانی خود شما را دوباره به دامن چپاول‌گران بین‌المللی و سرمایه‌داری غارتگر غرب بکشانند و با اراده و پشتکار خودتان وابستگی‌ها را برطرف کنید. به رفع همه‌ی وابستگی‌ها قیام کنید. کاری کنید که در هیچ عرصه‌ی اقتصادی وابسته به دشمنان خود نباشید. نگویید آن‌ها می‌توانند و ما نمی‌توانیم. بدانید که نژاد آریایی و عرب از نژاد آمریکا و اروپا و شوروی کم ندارد. خود این‌ها نژادپرست هستند. دائم از حقوق بشر می‌گویند ولی خودشان از همه نژادپرست‌تر هستند. اصلاً خودشان را چند طبقه بالاتر از بقیه‌ی بشر می‌دانند و از بالا به پایین با بقیه حرف می‌زنند. از حقوق بشر حرف می‌زنند ولی به آن قائل نیستند. این اصل را از خودتان دروغ کنید و به دشمنان و خارج هم چشم‌داشت نباشید. آن وقت خواهید دید که در دراز مدت قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارید. می‌توانید قدرت اول جهان بشوید. می‌گوید به آن‌چه که انسان‌های شبیه به این‌ها رسیدند شما هم می‌توانید برسید. اگر آن‌ها به مریخ رفته‌اند شما هم می‌توانید. اگر اقتصاد آن‌ها این‌طور شد شما هم می‌توانید. منتها باید هزینه‌ی آن را بپردازید. می‌گوید شما هم خواهید رسید به شرط اتکا به خداوند تعالی و دوم اتکا به نفس و سوم قطع وابستگی به دیگران و چهارم تحمل سختی‌ها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه. باید یک دوره‌ی سختی را تحمل کنید تا بتوانید از سلطه‌ی دشمن خارج بشوید. ما می‌خواهیم سختی را تحمل نکنیم و خوش بخوابیم و خوش بخوریم و واردات داشته باشیم و مصرف بکنیم و در عین حال پیشرفت و استقلال و عزت داشته باشیم. خود غربی‌ها هم این کار را نکردند. این‌ها این‌قدر زحمت کشیدند تا ارباب بقیه شدند. بعد ظلم و غارت هم کردند. بر دولت‌ها و دست‌اندرکاران است، چه در نسل حاضر و چه در نسل‌های آینده، باید از متخصصین خود قدردانی کنید. به متخصص احترام بگذارید. به کسی که اختراع می‌کند احترام بگذارید. او را بدبخت نکنید. کاری نکنید که پشیمان بشود و نتواند روی پای خود بایستد. حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه‌ی خود می‌گوید کاری کنید که تا چند نفر جوان در حوزه‌ی صنعت و کشاورزی و علوم انسانی و علوم فنی و پزشکی پیدا می‌شوند و استعداد دارند و چیز جدیدی را اختراع می‌کنند و خلاق هستند و یک مشکلی را حل می‌کنند به آن‌ها احترام بگذارید و قدردانی و تشکر بکنید. دوم این‌که آنان را با کمک‌های مادی و معنوی به کار تشویق کنید. نگذارید مأیوس بشود و رها کند. سرمایه بدهد، حمایت کن، 5 نفر را کنار او بچین و بگو این پروژه را بگیر و جلو برو. غربی‌ها همین کارها را کردند که در اقتصاد ارباب بقیه شدند. تا می‌دیدند یک جایی یک جمعی بااستعداد و قوی هستند سریع دورشان را می‌گرفت و می‌گفت چقدر به تو کمک کنم؟ چند نفر نیروی کمکی می‌خواهی؟ حتی می‌گردد 4 نفر مغز و استعداد هم که در کشورهای ما هست را از این‌جا جذب می‌کند و کنار دست او در آن پروژه می‌گذارد. صد پروژه تعریف کن و با صد تیم حمایت کن ببین تا ده سال دیگر زیر رو می‌شود یا نه. ببین یک عالم از این وابستگی‌ها کم می‌شود یا نمی‌شود. چطور در مسئله‌ی هسته‌ای شد؟ چطور در نانوتکنولوژی ما یکی از 5، 6 قدرت اول جهان شده‌ایم؟ چطور در سلول‌های بنیادی ما جزو دو، سه کشور اول جهان شدیم؟ چند پروژه را تعریف کردی و حمایت کردی. حالا صد پروژه را حمایت کن و تعریف کن. اجازه بده این جوان‌های با استعداد کار کنند و از آن‌ها حمایت کن. آن‌ها را مسخره نکنید و اذیت نکنید و ببینید در حوزه‌ی علوم انسانی چقدر کتاب و نظریه و اصلاحیه‌های جدید بیرون می‌آید. بعد هم این‌ها را به کار بگیرید و اجازه بدهید در دانشگاه‌ها تدریس بشود و مورد بحث و نقد قرار بگیرد. کمک مادی و معنوی بکنید. تمام کارهای کارشناسی الان مثل این‌که همین الان همین‌ها را هم نمی‌فهمند. دولت‌ها و دست‌اندرکاران در نسل‌های آینده و حاضر باید 4 کار را بکنند. می‌گوید شما اگر همین 4 کار را در حوزه‌های خود تشویق کند درست می‌شود. یک، از متخصصین قدردانی کنید. به او احترام بگذار و او را تشویق کنید. به او هم کمک مادی و هم کمک معنوی کنید. دوم، از ورود کالاهای مصرف‌ساز خانه‌ برانداز جلوگیری کنید. یک عالم از چیزها هست که نباید اجازه بدهیم وارد بشویم. بعضی از این ماشین‌های گران میلیاردی که در تهران ویراژ می‌دهند در کل دنیا مثلاً 90 دستگاه تولید شده است. 90 دستگاه تولید شده که 30 دستگاه از آن در ایران است. بعد می‌گویند تحریم هستیم. بعضی از ماشین‌هایی که این‌جا هست در بعضی از کشورهای غربی و ژاپن این‌قدر نیست. ما میهمان خارجی داشتیم. وقتی به کشور ما آمد بعضی از ماشین‌ها و خیابان‌ها را دید و تعجب کرد. گفت ما فکر کردیم الان به این‌جا می‌آییم و می‌بینیم مغازه‌ها خالی و بسته است و دست همه در جیب همدیگر است و سر هر کوچه تیراندازی و درگیری و گدایی و دزدی است. گفت شما که از ما بهتر زندگی می‌کنید. این ماشین‌ها را در خیابان دیده بود و بعضی از خانه‌های میلیاردی بالای شهر را دیده بود و می‌گفت من باور نمی‌کنم این‌جا جمهوری اسلامی ایران است. اجازه ندهید این کالاهای مصرف‌ساز بیاید. اگر این جمله را سردرب تمام اداره‌های حکومتی بنویسند و رؤسای سه قوه این را بگویند خوب است. می‌گوید به آن‌چه دارید بسازید تا خود همه چیز بسازید. می‌گوید این وظیفه‌ی مسئولین است و اما از جوانان می‌خواهم استقلال و آزادی کشور را حفظ کنند. ارزش‌های انسانی را حفظ کنند ولو با زحمت و رنج باشد. استقلال و عزت خود را فدای تجملات و بی‌بند و باری و فحشای غربی که به شما عرضه می‌کنند، نکنید. دشمن جز تباهی شما و جز غافل کردن شما از سرنوشت کشور، جز چاپیدن ذخایر شما، جز برگرداندن دوباره‌ی شما به بند استعمار و به ننگ وابستگی کشاندن،  جز مصرفی کردن کشور به هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کند. می‌خواهند با این وسائل شما را عقب‌مانده و به اصطلاح خودشان نیمه وحشی نگه دارند. تا شما در اقتصاد و علم عقب باشید هر چه هم شعار مرگ بر آمریکا بدهید فایده‌ای ندارد. البته فایده دارد ولی شما را به عزت اقتصادی و رفع وابستگی نمی‌رساند. اگر مرگ بر آمریکا فایده نداشت الان دنیا مرگ بر آمریکا نمی‌گفت. فایده دارد اما ما الان حداقل فایده‌ی آن را می‌بریم. یک زمانی فقط در ایران پرچم آمریکا را آتش می‌زدند و حالا در 110 کشور جهان آتش می‌زنند. من مدارک خودم را از کتاب کارتل‌ها و تراست‌ها آورده بودم که چطور با پروژه تولید کننده‌های داخلی را نابود می‌کنند. این‌هایی که از تهاجم اقتصادی و اقتصاد مقاومتی می‌گویند کاملاً واقعی است. ولی فرصت نشد این‌ها را بگویم. دوستان را ارجاع می‌دهم تا خودشان بروند و این کتاب‌هایی که در مورد کارتل‌ها و تراست‌ها هست را بخوانند. بروید این را ببینید که چطور روی هر کشوری دقیق برنامه‌ریزی می‌کنند که مثلاً این‌ها در حوزه‌ی صنایع الکترونیک چند کارخانه‌ی اصلی تولید کننده دارند. در حوزه‌ی تولید فلان و فلان چطور می‌توان این‌ها را ورشکست کرد. یعنی با پروژه روی تک تک کارخانه‌ها کار می‌کنند. بعضی‌ها فکر می‌کنند این‌ها همین‌طور اتفاقی پیش می‌آید ولی این‌طور نیست. سرمایه‌داری آمریکا و کمپانی‌های سرمایه‌داری صهیونیست‌ها در تمام کشورها این‌ها را شناسایی می‌کردند. مثلاً می‌گفتند در فلان کشور مجموعاً 60 کارخانه‌ی تولید اصلی در حوزه‌ی پارچه و فلزات و غیره هست. چگونه این 60 کارخانه را یکی یکی یا نابود کنیم یا زیر بلیت ما بیایند و روی تک تک این‌ها برنامه اجرا می‌کردند. الان که خیلی پیچیده‌تر شده اند. می‌خواستم بگویم که حواس شما باشد که کارتان کار خیلی مهمی است. فقط سیمنار نگیرید و همین‌طور دور همدیگر بنشینید. برنامه‌ریزی کنید. از امسال تا سال دیگر، تا 6 ماه دیگر در این حوزه‌هایی که عرض کردیم که بحث‌های حضرت امام(ره) و رهبری و مکتب ماست، 4 موج جریان‌سازی کنید و راجع به واردات و صادرات و مسائل کارگری و کارخانه‌ها و کشاورزی 4 ایده و طرح بدهید. بگویند بسیج کارگری 6 طرح راجع به حل مسئله‌ی سود بانکی داده است. راجع به مسئله‌ی رابطه‌ی کارگر و کارفرما، راجع به مسئله‌ی بیمه طرح داده است. چون در مورد بیمه دو خطر است. یک خطر این است که کارگر بدبخت برود و کار کند و جان و سلامتی خود را به خطر بیندازد و کارفرما فردا او را بیرون کنند و کارگر وسط زمستان گشنه با زن و بچه بماند، نه از آن طرف بیمه طوری تعریف بشود که کسی که سرمایه‌دار نیست و می‌خواهد یک کارگاه کوچک بزند و می‌خواهد 4 نفر کارگر بگیرد و آموزش بدهد بترسد و بگوید اگر ریش ما بند این‌ها بشود دیگر ول‌کن نیستند. یعنی اگر من بخواهم 4 کارگر بیاورم یک قوانینی روی سرم می‌ریزند که تا آخر این‌ها و خانواده‌های این‌ها باید نان‌خور من باشند و من نمی‌توانم زندگی خودم را تأمین کنم. پس بهتر این است که اصلاً کارگر نگیرم. این‌ها بی‌کار می‌شوند و او هم به سراغ کارگری می‌رود که از خارج کشور است. آن بیچاره هم چون امکانات ندارد با هر قیمتی که بگویی می‌آید و هر کاری هم که بگویی انجام می‌دهد. باید دو طرف قضیه را ببینید و یک طرح بدهید. کارگری را آسیب‌شناسی کند و دو طرح جدید بدهد که چه کنیم تا نه به کارگر جفا بشود و نه کارفرمای متوسط به پایین نابود بشود و کارخانه‌ی او ورشکست بشود و کارگر خود را بیرون کند؟‌ یک طرحی بیاورید. یک سری کتاب‌های دانشگاهی هست که راجع به این مسئله‌ی کار و کارگری و کارفرما هست و تخصصی هم هست. در آن‌ها هم بحث‌های علمی بسیار خوبی هست و هم حرف‌های مزخرف خلاف حقوق انسان هست. این را اگر از همین دانشکده‌های اقتصاد بپرسید یک لیست مفصلی به شما می‌دهند.

و السلام علیکم و رحمت الله.



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha